نقاشی خیال با شعر
نقاشی خیال با شعر
Gholamreza Aminian
سیاهی
2 minutes Posted Apr 21, 2025 at 4:02 pm.
0:00
2:00
Download MP3
Show notes

تاریکی هجوم آورده

از نشخوارهای ذهن هزاران دیو سربرآورده

باز شب شده

باز این سر بی صاحب شده‌

فکر و خیالات‌‌ چون شغالان گشنه باهم غلاویز شده‌

خون هم میرزند

تن را به هم میریزند

آب نجس بر سر و صورت هر چه سجاده پرست می‌ریزند


ایجا میدان اصلی شهر است

اشباح‌ گشته‌ است

از آدم‌‌های گرگ صفت مرده‌خوار پر شده است

دندان تیز می‌کنند

خیکشان‌ پر می‌کنند

جنس دیگر که می‌بینید رم می‌کنند

آب دهانشان

بوی عرق‌شان

از صبح تا شب اُق می‌زنند، یک شهر را بهم می‌زنند


این کلام آخر است

در مقابل‌ات یک آینه‌ است

این توهش از تو خارج است

بیگانه‌ با تو همخانه است

ذهن مشوش ست

سر پر از خشم و نفرت است

دل در سودای شهوت است

تنها راه نجاتت بازگشت به آن خویشتن برتر است