نقاشی خیال با شعر
نقاشی خیال با شعر
Gholamreza Aminian
مرگ
3 minutes Posted Oct 1, 2020 at 7:14 am.
0:00
3:21
Download MP3
Show notes

سالک راهی را پرسیدند شیخ دانی که مرگ چیست

گفت مرگ یعنی جانت را مثل آب دگر رنگ نیست

امروزت مثل دیروز است و فردایت پی امروز نیست

گاهشمار زمانت دگر بر محور گردش چیزی نیست

روزت در شبت ریخته و مرز بینشان پدیدار نیست

حیاتت گرچه قا‌ئم‌ است دم و بازدمی درکار نیست

رخت‌های جانت پوسیده و دگر قابل تعمیر نیست

روانت گرچه لخت نیست پوشش اما رخت نیست

افکارت به رنگ اوهامی است اما این خواب نیست

همه چیز را بینی اما بیناییت جز در استنتاج نیست

عذاب و لذتت جز در فاصله‌ات با مرکز انوار نیست

هرچه داشته‌ای خورده‌ای و انباشته‌ای در کار نیست

حل معادلات هر چند مجهولی دگر برایت سخت نیست

علم و دانش و هنر همه جز مغلطه‌ای‌ در پنداشت نیست

تار و پود وجودت دگر با هیچ کس در اشتراک نیست

سنجش هر آنچه کنی را دگر با خط‌کش اختیار نیست

فرصت حلاجی بسیار اما دگر فرصت استغفار نیست

بزرگ‌ترین رنج و ناخوشیت جز در کشیدن آه‌ نیست

در باب آنچه گفته‌ بودی یا کرده‌ای امکان انکار نیست

تنها آرزو و خواهشت جز در رحمت پروردگار نیست

به هوش باش که هیچ کس را از مرگ گریزی نیست

خسران اغفال از آن هم بر گردن این و آن غلام نیست