Show notes
فصل "مقدمات شکل گیری کودتای ۱۲۹۹"که درحقیقت فصل هفتم "کتاب رضاشاه" را تشکیل میدهد،یکی ازاصلیترین بخشهای این کتاب را شامل میشود.درشش فصل قبلی، بیشترتلاش شده بود تا اوضاع واحوال شرایط سیاسی، اجتماعی واقتصادی ایران مقارن با شکلگیری کودتا تشریح شود.بدون یک شناخت اجمالی ازوضعیت ایران درآن مقطع نمیتوان آن رویداد را تبین کرد.درترسیم سیمای کشورچند نکته اساسی مطرح شدند.ضعف سیاسی و ورشکستگی اقتصادی باورنکردنی حاکمیت وظهورقدرتهای گریزاز مرکز. سالها میشد که دولتها با عمر چندماهه میآمدند ومیرفتند بدون آنکه تغییری درآن وضعیت بوجودآید. همه بدنبال یک ناجی بودند که بتواند ایران را از آن وضعیت به در آورد.روشنفکران به دنبال بیسمارک وناپلئون بودند ودر داخل هم به دنبال نادر یا حتی آقا محمدخان.تنها اتفاق مثبت آن سال.ها انقلاب روسیه بود که به حضور روسها درایران خاتمه داده بود. اگرچه که درسالهای اولیه بعد ازانقلاب، بلشویکها ازجنبشهای انقلابی وچپگرا بهخصوص درگیلان و آذربایجان حمایت میکردند. اما وضعیت انگلستان بسیار پیچیده شده بود.علت آن پیچیدگی هم بواسطه دوگانگی بود که درسیاست آنکشور درقبال ایران بوجود آمده بود. وزارتخارجه درلندن خواهان اجرای قرارداد۱۹۱۹ بود. اما سفارت در تهران متوجه شده بود که بواسطه ورود افکار و عقاید جدید واحساسات ناسیونالیستی درمیان قشرتحصیلکرده و بسیاری ازرجال وطنپرست، اجرا آن قرارداد غیرممکن است.اما "کُرزن" وزیر خارجه که به ایران همانند سایرشیخ نشینهای منطقه مینگریست به سفارت تاکید میکردکه به ایرانیان بفهماند بریتانیا در صورتی حاضر است به ایران کمک نماید تا کشورشان ازآن وضعیت نجات پیدا کند که قرارداد ۱۹۱۹ رسما ازسوی دولت ایران پذیرفته شود. هم سفارت درتهران، هم دولت انگلستان درلندن مهمترین دغدغه شان درایران نفت بود. هر دو ترجیح میداند که جریانات انقلابی و چپگرا که مورد حمایت بولشویکها بودند نه درتهران و نه در هیچ کجای دیگر ایران به قدرت نرسند. هر دو بالطبع ترجیح میدادند درتهران کسانی برسرقدرت باشند که طرفدارانگلستان میبودند. با این تفاوت که سفارت هم همچون ایرانیان شاهد فروپاشی قدرت مرکزی بود.و بالاخره میرسیم به خروج نیروهای نظامی انگلستان درپایان ۱۲۹۹ ازشمال کشور شش هزارنیرویی که تا آنروزتوانسته بودند مانع حرکت جنگلیها ومتحدین بولشویکشان بهسمت پایتخت شوند.

