Show notes
این هفته ما به ملاقات یکی از پیرترین موجودات شهرمون رفتیم. یک درخت چنار خیلی خیلی پیر. ویززز که حسابی دلتنگ سیارهشون شده بود از دیدن این درخت عزیز خوشحال شد. تازه من و مامان و بابا هم توانستیم کمی باهاش حرف بزنیم و کلماتی که از ویززز یاد گرفته بودیم رو تمرین کنیم. شما تا حالا پیرترین درخت شهرتون رو دیدین؟ اگر به شهر ما اومدین، به دیدن پیرترین چنار برید. فکر کنم از ملاقات شما هم خوشحال بشه. یادتون نره اگر بدون این که باد بیاد شاخ و برگهاش لرزیدن یعنی داره میخنده و شما هم همراه او بخندین.



