Rumi Masnavi
Rumi Masnavi
Mohsen
Farsi Recitation, غزل شماره ۱۷۱۶ هر دیوان شمس تبریزی
2 minutes Posted Aug 2, 2020 at 9:24 pm.
0:00
2:55
Download MP3
Show notes

با ما در تماس باشید از طریق صوتی و یا تکستی

برای برسی بیشتر تفسیر این غزل به سایت ما در فیسبوک و یا اینستاگرام مراجعه کنید با استفاده از لینکهای زیر

https://www.facebook.com/EasyMasnavi/videos/290747195595299/

https://www.instagram.com/tv/CDNdkEgJyiN/?utm_source=ig_web_copy_link

امشب جان را ببر از تن چاکر تمام

تا نبود در جهان بیش مرا نقش و نام
این دم مست توام رطل دگر دردهم
تا بشوم محو تو از دو جهان والسلام
چون ز تو فانی شدم و آنچ تو دانی شدم
گیرم جام عدم می کشمش جام جام
جان چو فروزد ز تو شمع بروزد ز تو
گر بنسوزد ز تو جمله بود خام خام
این نفسم دم به دم درده باده عدم
چون به عدم درشدم خانه ندانم ز بام
چون عدمت می فزود جان کندت صد سجود
ای که هزاران وجود مر عدمت را غلام
باده دهم طاس طاس ده ز وجودم خلاص
باده شد انعام خاص عقل شد انعام عام
موج برآر از عدم تا برباید مرا
بر لب دریا به ترس چند روم گام گام
دام شهم شمس دین صید به تبریز کرد
من چو به دام اندرم نیست مرا ترس دام