Show notes
روزگاری پسربچه ای به نام "واسیا" بود که اسبابهای بازی زیادی داشت ... یک روز صبح که از خواب بیدار شد، یکهو گفـــت: "من اسب چوبی میخواهم"! ... #قصه #کودک #نونهال #مادر #آموزنده #عجیب #بلند--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/daryush/message



