Show notes
آه...روزی روزگاری کودکی بود که ساعتها میخندید، بازی میکرد، میخواند و رویاپردازی میکرد و فکر میکرد هرگز آن روزها به پایان نمیرسد. یاد آن روزها بخیر دوست من دست مرا بگیر تا تو را به سالهای دور دور دور ببرم.... ما با رایحه ی مست کننده ی خاطرات در گندمزار خواهیم رقصید.....حمایت مالی از رادیو ویلو
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


