Show notes
مردی روپوش سفیدی به تن داشت ارقامی را روی کاغذ نوشت و حروف بسیار ظریفی به انها اضافه کرد. بعد روپوشش را دراورد و یک ساعت تمام به مرتب کردن گل های کنار پنجره پرداخت. هنگامی که متوجه شد یکی از انها پژمرده است غمگین شد و زد زیر گریه
مردی روپوش سفیدی به تن داشت ارقامی را روی کاغذ نوشت و حروف بسیار ظریفی به انها اضافه کرد. بعد روپوشش را دراورد و یک ساعت تمام به مرتب کردن گل های کنار پنجره پرداخت. هنگامی که متوجه شد یکی از انها پژمرده است غمگین شد و زد زیر گریه