در اولین نوسانِ نوآنس رضا غیابی از میلِ میانبر طلبیِ ما برای رسیدن به موفقیت در کوتاهترین زمان، سخن میگوید.
میانبر زدن به راحتی میتواند نفس خطر باشد. خطری ملی و مربوط به فرهنگ خودمان که دائم در حال مدح کسانی است که یک شبه ره صد ساله رفتهاند.
در فرهنگِ دور سرزمین ما واژگانی چون تلاش، پشتکار و سختکوشی از معیار ارزشی والایی برخوردار بودهاند به طوری که به آسانی به هر کسی این کلمهها و صفات اطلاق نمیشد. اما امروزه الفاظِ زرنگبازی، بچه زرنگ، دودَر کردن و پیچاندن در مقابل واژگان فوق قرار گرفتهاند و بار منفی خود را از دست دادهاند و نیز از صفاتِ ارزشی یک فرد در عرصهی اقتصاد و ثروت دستهبندی میشوند.
در فرهنگِ امروز کمتر جملهی اول شاگردی کن بعد اوستاکاری را میشنویم چون هر کس در ظنِ خود اوستایی است که به او اجازهی عرض اندام و کار ندادهاند و به راحتی میتواند کاری که هر کسی میکند را انجام دهد و چه بسا زودتر هم به نتیجه برسد. این نتیجه چیست که ما بیتلاش و حرکتی پویا در پی آنیم؟ این میلِ یک شبه ره صد ساله رفتن از کجا نشأت میگیرد؟
چرا دیگر کسانی مانند پدربزرگهایمان که دستهای پینه بستهشان روزگاری نشانِ تلاش و زحمت و رحمت بود امروز برایمان معنای تلاشِ عبث برای رسیدن به هیچی گرفته است؟ چرا اختلاسگران به
مثالهایِ موفقیت تبدیل شدهاند؟
متن کامل مقاله در نشریهی اقتصادی، فرهنگی طراحان ایده شماره ۳ و ۴ منتشر شده است.
نویسنده و گوینده: رضا غیابی



