پادکست بخش فارسی کلیسای (FeG) گیسن
پادکست بخش فارسی کلیسای (FeG) گیسن
بخش فارسی کلیسای fEG شهر گیسن
کتاب یوحنا باب ۲ آیات ۱ تا ۲۲ (عیسی کیست؟ معجزه گر- قدرت خدا)
1 hour 7 minutes Posted Feb 27, 2021 at 1:18 pm.
0:00
1:07:42
Download MP3
Show notes

معجزه در عروسی

1روز سوّم، در قانای جلیل عروسی بود و مادر عیسی نیز در آنجا حضور داشت. 2عیسی و شاگردانش نیز به عروسی دعوت شده بودند. 3چون شرابْ تمام شد، مادر عیسی به او گفت: «شراب ندارند!» 4عیسی به او گفت: «بانو، مرا با این امر چه کار است؟ ساعت من هنوز فرا نرسیده.»

5مادرش خدمتکاران را گفت: «هر چه به شما گوید، بکنید.» 6در آنجا شش خمرۀ سنگی بود که برای آداب تطهیر یهودیان به کار می‌رفت، و هر کدام گنجایش دو یا سه کیل داشت. 7عیسی خدمتکاران را گفت: «این خمره‌ها را از آب پر کنید.» پس آنها را لبالب پر کردند. 8سپس به ایشان گفت: «حال اندکی از آن برگیرید و نزد رئیس مجلس ببرید.» پس بردند. 9رئیس  مجلس آب را که شراب شده بود چشید. او نمی‌دانست آن را از کجا آورده‌اند،  هرچند خدمتکارانی که آب را کشیده بودند، می‌دانستند. پس رئیس مجلس داماد را  فرا خواند 10و  به او گفت: «همه نخست با شراب ناب پذیرایی می‌کنند و چون میهمانان مست  شدند، شراب ارزانتر را می‌آورند؛ امّا تو شراب ناب را تا این دم نگاه  داشته‌ای!»

11بدین‌سان عیسی نخستین آیت خود را در قانای جلیل به ظهور آورد و جلال خویش را آشکار ساخت و شاگردانش به او ایمان آوردند.

12سپس با مادر و برادران و شاگردان خود به کَفَرناحوم رفت، و روزهایی چند در آنجا ماندند.

عیسی در معبد

یوحنا 2‏:14‏-16 – مَتّی 21‏:12 و 13؛ مَرقُس 11‏:15‏-17؛ لوقا 19‏:45 و 46

13چون عید پِسَخِ یهود نزدیک بود، عیسی به اورشلیم رفت. 14در صحن معبد، دید که عده‌ای به فروش گاو و گوسفند و کبوتر مشغولند، و صرّافان نیز به کسب نشسته‌اند. 15پس  تازیانه‌ای از طناب ساخت و همۀ آنها را همراه با گوسفندان و گاوان، از  معبد بیرون راند. و سکه‌های صرّافان را بر زمین ریخت و تختهایشان را واژگون  کرد، 16و کبوترفروشان را گفت: «اینها را از اینجا بیرون برید، و خانۀ پدر مرا محل کسب مسازید!» 17آنگاه شاگردان او به یاد آوردند که نوشته شده است: «غیرت برای خانۀ تو مرا خواهد سوزانید.» 18پس یهودیان در برابر این عمل او گفتند: «چه آیتی به ما می‌نمایانی تا بدانیم اجازۀ چنین کارها را داری؟» 19عیسی در پاسخ ایشان گفت: «این معبد را ویران کنید که من سه روزه آن را باز بر پا خواهم داشت.» 20یهودیان گفتند: «بنای این معبد چهل و شش سال به طول انجامیده است، و حال تو می‌خواهی سه روزه آن را بر پا کنی؟» 21لیکن معبدی که او از آن سخن می‌گفت پیکر خودش بود. 22پس هنگامی که از مردگان برخاست، شاگردانش این گفتۀ او را به یاد آورده، به کتب مقدّس و سخنان او ایمان آوردند.