Show notes
جز تو به فکر خیمه گاهم هیچ کس نیستبعداز تو آب آور بخواهم هیچ کس نیستپای شریعه لشکرم را دادم از دستجز یک حرم زن، در سپاهم هیچ کس نیستغربت سراغم آمد عباسم که می رفتغیر از علی اصغر، گواهم هیچ کس نیستزیر بغل های مـرا باید بگیریمن داغ دیدم عذرخواهم هیچ کس نیستتنها شدم اطرافم اما ازدحام استهم هست یعنی آشنا هم هیچ کس نیستبی دست می شد کــــاش دسـتم را بگیریحالا که بی تو تکــیه گاهم هیچ کس نیستفرقت شکسته با علی فرقی نداریپاشیده تر از جسم ماهم هیچ کس نیست



