آوای کتابک
آوای کتابک
پایگاه ترویج خواندن کتابک
داستان توله ترسیده
3 minutes Posted Aug 28, 2021 at 7:05 am.
0:00
3:11
Download MP3
Show notes

آلبرت چشم‌های بزرگ قهوه‌ای‌رنگش رو بست و در حالی که مادرش آروم لالایی می‌خوند، به خواب رفت.

«غرررر! غرررر! غرررر!»

آلبرت چشم‌هاش رو باز کرد و هق و هق، شروع کرد به گریه. مادر هم از این صدا خوشش نیومده بود. آلبرت با شکایت گفت: «من می‌ترسم مامان!»


داستان توله ترسیده


https://ketabak.org/bj03a