صدا باز
صدا باز
صدا باز
شوخی
14 minutes Posted Jun 17, 2017 at 8:36 pm.
0:00
14:12
Download MP3
Show notes
شوخی....
نادیا بازو به بازوی من انداخته بود . بالای تپه ای بلند ایستاده بودیم . نزدیکمان سورتمه ای روی برف بود . من التماس میکردم بیا سر بخوریم ولی..نادیا میترسید ....
این داستان شنیدنیو حتما بشنوید ....
برای شنیدن پادکست های بیشتر از من به سایت زیر مراجعه فرمایید:
http://behnaz-bostandoost.com