Show notes
ورود رضای نوجوان در سن چهارده سالگی به لشکر قزاق مهمترین تحول در زندگی او بود. لشکر قزاق بر خلاف زندگی آرامی که از بدو تاسیسش طی کرده بود، در سالهای منتهی به کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ با دو تحول مهم مواجه شد. تحولاتی که زندگی آرام و به دور از مناقشات سیاسی جامعه ایران را که در آن بسر میبرد دگرگون ساخت. اولین تحول، انقلاب مشروطه در ۱۲۸۵ و دومی، انقلاب اکتبر در ۱۲۹۶ بود. تا قبل از انقلاب مشروطه، وظیفه اصلی لشکر قزاق حفاظت از سفارتخانه های خارجی و اماکن دولتی بود. اما بعد از انقلاب مشروطه، لشکر قزاق وارد کشمکش های سیاسی-نظامی داخلی ایران هم گردید. اگرچه در ابتدا بفرمان محمدعلیشاه، قزاق ها مجلس را به توپ بستند اما بعد از پیروزی مشروطه خواهان، لشکر قزاق در اختیار دولت مشروطه قرار گرفت. مشروطه خواهان از لشکر قزاق که تنها نیروی نظامی ملی بشمار میرفت برای نبرد با مخالفین مشروطه از جمله طرفداران محمدعلیشاه استفاده میکردند، و از سویی دیگر آن را برای سرکوب نیروهای گریز از مرکز به کار گرفته بودند. یکی از افسرانی که در طی جنگ های داخلی بعد از مشروطه توانسته بود بدرخشد، "رضاخان میر پنج" بود. او توانسته بود بواسطه دستاوردهای نظامیاش به سرعت به درجات نظامی بالا ارتقا پیدا کند.تحول مهم دیگری که در لشکر قزاق اتفاقافتاد، انقلاب اکتبر بود. افسران و فرماندهان روسی لشکر قزاق بعد از انقلاب به دو دسته موافقین و مخالفین بولشویکها تقسیم شدند. بسیاری از موافقین به درخواست بولشویکها به روسیه بازگشتند و مخالفین در ایران ماندند. از آنجا که قدرت بولشویکها منظما افزایش میافت، آنان از مقامات ایران میخواهند تا افسران مخالف انقلاب را از لشکر قزاق کنار بگذارند. رفتن افسران و فرماندهان روسی از لشکر قزاق بالطبع راه را برای صعود افسران و فرماندهان ایرانی باز میکرد. یکی از این افسران، رضاخان میرپنج بود که با رفتن روس ها به سِمَت یکی از فرماندهان ارشد لشکر قزاق ارتقا یافته بود.سرانجام میبایستی به تحول سرنوشت ساز دیگری که در زندگی رضاخان اتفاق میفتاد اشاره نماییم. قرارگاه لشکر قزاق، در قزوین بود و نیرو های انگلیسی مستقر در شمال ایران هم همانجا مستقر بودند. بارها علیه جنگلیها و متحدین بلشویکشان میان نیروهای تحت امر رضاخان و انگلیسیها همکاری صورت گرفته بود. تحولی که تبعات مهمی برای ایران در برداشت.

